تبليغاتX
آدمک در اثر نیست گرایی


















آدمک در اثر نیست گرایی

 

 

دویچه‏وله: آقای نجفی، از وقتی که به آلمان آمده‏اید، تا به‏حال چند آلبوم منتشر کرده‏اید. اگر نگاهی اجمالی و کوتاه بیاندازیم، به چه موضوعاتی در این آلبوم‏ها پرداخته‏اید؟ و این‌که این موضوعات یا به عبارتی مشغله‏های ذهنی شما در چه مسیری تغییر کرده‏اند؟

شاهین نجفی: موضوعاتی که ما به آن می‏پرداختیم، مسائل روز ایران، یعنی مسائل اجتماعی، مسائل سیاسی، فقر، اعتیاد، زن‏ستیزی، اشاره به حقوق زنان و در نهایت حقوق انسانی هر انسان و… بوده. در واقع، آن‏چه در ایران دارد اتفاق می‏افتد. الان هم به همین ترتیب است. البته در آلبوم "هیچ هیچ هیچ" مقداری قضیه‏ شاعرانه شد و سعی کردیم بار شعری قضیه و تغزلی بودن آن بیشتر بشود، ولی همان نگاه، حالا مقداری پنهان‏تر وجود داشته است.
بحث دیگری هم که بوده، کسانی که کارهای مرا گوش می‏کنند، می‏دانند که من یک آدم ضددین نیستم، ولی نظرات خودم را نسبت به مذهب دارم و بدون این‏که قرار باشد به اعتقاد کسی توهین بشود، نظر خودم را می‏گویم. این اظهار نظر ممکن است گاهی آمیخته با نوعی از خشم باشد، یا ممکن است نوعی از غم و ملانکولیک بودن در آن باشد و خیلی اوقات هم با طنز همراه باشد. اما به هیچ عنوان ربطی به توهین و بی‏احترامی ندارد.

مسئله همین‏جاست. من به پاسخ خود شما برمی‏گردم. مضمون ترانه‏های شما همیشه انتقادی و سیاسی- اجتماعی بوده، اما آیا برای موضوعاتی که به آن می‏پردازید، خط قرمزی هم قائل هستید؟ پرداختن به مضامین مشخصی برای شما تابو هست؟

خط قرمز برای من چیزهایی است که اتفاقاً ممکن است در جامعه‏ی ایرانی رعایت نشود. مثلاً این‏که شما از زن به عنوان یک ابزار جنسی در کارتان استفاده کنید، یا ترویج مواد مخدر، یا قوم‏ستیزی و این‏که نژادی را به عنوان نژاد برتر معرفی کنید و یا بخواهید به آن افتخار کنید یا بحث توهین مشخص و فحاشی به ادیان و این‏که بخواهید آنها را جریحه‏دار کنید…

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در 91/02/22ساعت0 AMتوسط no-one | |

 

+نوشته شده در 91/02/18ساعت10 PMتوسط no-one | |

 

مادربزرگ (از پشت پرده): بچه ات حالش خوبه؟
هامون: آره.
مادربزرگ: زندگیت رو به راهه؟
هامون (مکث می کند): نه.
مادربزرگ (پرده را کنار میزند و با حالتی نالان): چرا؟
هامون: زنم ازم طلاق می خواد.
... مادربزرگ: اذیتش کردی؟
هامون: نه , ازم بدش میآد.
مادربزرگ: تو چی؟
هامون: نه...
مادربزرگ: آی , آی , آی! قلبت شیکسته.
هامون: مادرجون , من دیگه باید برم
مادبزرگ: نه... (دست دراز می کند و دست هامون را می گیرد) تنها موندی غمخواری نداری...
 

+نوشته شده در 91/02/11ساعت6 PMتوسط no-one | |

من ظریف و بی تو میمیرم، با اجرای زنده یاد فریدون فرخزاد!!:

«زندگی بی تو... چه دردی است

جوانی، آتش سردی است

تو بی من کجایی؟؟؟؟؟بی تو می میرم...

تو بی من کجایی؟؟؟؟؟بی تو می میرم...

تو کبوتر غریب من بودی

از همه دنیا نصیب من بودی

چه شد ان خاطرات گذشته؟!

«بوسه ها،گریه ها،آشنایی»،بی من کجایی؟!!!!!!!!!

به دلم غم دنیا نشسته،در کمند گذشته اسیرم،بی تو می میرم.

+نوشته شده در 91/01/26ساعت1 PMتوسط no-one |

 

 

من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم             راهم به قبر و سنگ گرانیت می رسه

هر روز به قتل می رسم و شعر من فقط        به انتشار شعله ی کبریت می رسه

+نوشته شده در 91/01/21ساعت5 PMتوسط no-one | |

بارها و بارها در حین ساخت فیلم ایجاد حواشی کرد و خودش هم به فیلم خودش! لقب سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را داد.

و در حال حاضر این فیلم خوش ساخت با تبلیغات فراوون ۷۰ سینما در تهران و شهرستان ها در اختیار داره.

کارگردان این فیلم با مسیح علی نژاد مصاحبه ای کرد و بیشتر سوال هاشو بی جواب گذاشت و با ادبیات احمدی نژادی ،علی نژآد اسم هرکسی رو که آورد یک انگ بدون مدرک بهش زد و گذشت.همه ی مردم و ۲۲ بهمنی دونست وقتی علی نژاد گفت من یکی از اون مردمی هستم که نظام رو قبول ندارم اون رو وطن فروش خوند!

وقتی مسیح پرسید تا به حال با مادر کشته شدگان صحبت کردید پاسخ داد با مادر شما نه! با مادر اونا هم نه!

توی تبلیغاتی که تلویزیون نشون می ده اسلحه دست مردمه! که توی حتی یک فیلم مستند یه همچین چیزی پیدا نمی شه ولی کارگردان می گه این فیلمو برای ثبت در تاریخ و جلوگیری از تحریف شدن تاریخ ساخته این فیلم اولین بار در برج میلاد با چراغ های روشن اکران شد!

و جالب اینجاست که فیلم گشت ارشاد با 15 سینما با قلاده های طلا در رقابته!

و در تهران صدر نشینه


نام فیلم         فروش (به تومان)      تعداد سینماها در تهران         تعداد سینماها در شهرستان‌ها

 

قلاده‌های طلا    یک میلیارد و 500 میلیون   حدود 70 سینما    در تهران و شهرستان‌ها

 

گشت ارشاد     حدود یک میلیارد     15سینما                             سینمایی در اختیار ندارد


سینماهای آزادی، ملت، تماشا،‌ راگا،‌ شاهد،‌ بهمن و چند سینمای دیگر «گشت ارشاد» را از روی پرده خود برداشته‌اند.


انتهای خیابان هشتم    260 میلیون     11 سینما                           اکران آغاز نشده است

 

خصوصی                 ۲۲۳میلیون         ۱۶ سینما                            سینمایی در اختیار ندارد


تمام سینماهای شهرستان‌ها فیلم خصوصی را از پرده برداشته‌اند

منبع این جدول از سایت همشهری
http://www.hamshahrionline.ir/news-164430.aspx

+نوشته شده در 91/01/21ساعت5 PMتوسط no-one | |

 

دنیا از توده های خاکستری رنگ اتم های انسانی عاری از هرگونه فردیت زنده ساخته خواهد شد

هیچ قهرمانی وجود نخواهد داشت

هیچ کس امروزهیچ چیز را کنترل نمی کند

هیچ کس خطوط تازه ترسیم نمی کند

جهان از هم می پاشد

هیچ کس آماده نیست از آنچه دفاع کند که زمانی آرمان نامیده می شد

دهن ها بسته است وهرکس در قعر وجودش در گازانبر نوعی شرم، شرم از همرنگ جماعت نبودن

و تابع دستور روز نبودن است

آیا کسی هست با من همراه شود و از مردم بپرسد به کجا می روند؟

ژرژ ماتیو نقاش فرانسوی

این متن حدود 60 سال پیش نوشته شده

پیش بینی جالبیه نه؟

+نوشته شده در 91/01/20ساعت0 AMتوسط no-one | |

 

... هنوز زنده‌ای و زندگیت ساده می‌میرد
و باز پرسه توی حیاط و بحث‌های تکراری
به این نفس کشیدنِ سنگین و تلخ و اجباری
که جیره‌ی صبحت، طناب دارت بود
گناه تو این بود، که چیز بارت بود
به این تهِ بن‌بست و نعره‌های مغرورت
به این که دوباره شروع می‌کنیم‌های مشهورت
به اشک لای شیارهای صورت مادر
به چکه چکه آب‌شدنهای جسمِ پدر
جهان برای تو یک سلول انفرادی بود
و سهم تو سیلی و فحش و چشم‌های کبود
که در میانِ دهانِ بازجویِ همیشگیت شلاق است
تو زخم داری و چرک کردی این حادثه داغ است
تویی و دلواپسی و زجر توبه کردن‌ها
به حبس سینه در طاق مستراح و چیز خوردن‌ها
به خلطِ تو با خون زجه با کمربندی
که حفر می‌کند پشتِ سرخ تو را و می‌خندی
به سوگِ تو نوشابه‌ها همه عزادارند
به سوگِ تو نوشابه‌ها همه عزادارند
اگرچه به اجبار سر به ماتحت تو دارند
فدای غربت تو، بغض کن، نخند لامصب
من از غرور تو در اعتصابِ غذات می‌ترسم
من از غرور تو در اعتصابِ غذات می‌ترسم
به روسری به سر از مرد زن شدن‌ها
تو پشت میز محاکمه‌ای من چرا می‌لرزم؟

...

شاهین

 

دانلود برای تو که در بندی

+نوشته شده در 91/01/12ساعت3 PMتوسط no-one | |

 

... ناگهان زنگ می‌زند تلفن، ناگهان وقت رفتنت باشد...


مرد هم گریه می‌کند وقتی سر من روی دامنت باشد


بکشی دست روی تنهاییش، بکشد دست از تو و دنیات


واقعاً عاشق خودش باشی، واقعاً عاشق تنت باشد


روبرویت گلوله و باتوم، پشت سر خنجر رفیقانت


توی دنیای دوست داشتنی!! بهترین دوست دشمنت باشد


دل به آبی آسمان بدهی، به همه عشق را نشان بدهی


بعد، در راه دوست جان بدهی... دوستت عاشق زنت باشد!


چمدانی نشسته بر دوشت، زخم‌هایی به قلب مغلوبت


پرتگاهی به نام آزادی مقصد راه آهنت باشد


عشق، مکثی‌ست قبل بیداری... انتخابی میان جبر و جبر


جام سم توی دست لرزانت، تیغ هم روی گردنت باشد


خسته از «انقلاب» و «آزادی»، فندکی درمی‌آوری شاید


هجده تیر بی‌سرانجامی توی سیگار بهمن‌ات باشد


بله این مطلب تکراریه و ۳ پست پیش گذاشته بودمش وقتی کتاب مهدی موسوی رو می خوندم به

این شعر برخوردم و خوشم اومد ولی وقتی با صدای شاهین گوش دادمش

تازه فهمیدم کلمه ها رو حس شعر رو دیوونش شدم

از دستش ندید خود شاهین با سایت برگ موزیک همکاری می کنه و برای دانلود هم اونجا رو پیشنهاد کرده البته برای کسایی که ایرانن.

http://bargmusic21.com/

+نوشته شده در 90/12/25ساعت5 PMتوسط no-one | |

 
 
 
نگفتمت نرو گلایل این زمین به قدر یک کفن کفاف ریشه نمی دهد
نگفتمت که جزبوی چرک چاک سینه های خالی از قلب در فضا نمی دمد

نگفتمت که این جماعت جِریده با خط و رد وحشی نگاهت غریبه اند

نگفتمت که جای بوسه، آلتی کریه ،بر دهان سرخ آتشت می نهند

نگفتمت نرو نگفتمت نرو نرو نگفتمت نگفتمت

...
نگفتمت نرو نگفتمت نرو نرو نگفتمت نرو نگفتمت

نگفتمت هرانچه گفتی و نوشته ایم کشک بود

نگفتمت نرو که رفتنت نتیجتا اشک بود

نگفتمت تو هم بگور جد خلق گشنه بخند

نگفتمت که حال کن طبیعتن میان این همه جسد بگند

که خر شو که کر شو که کور شو دهان را ببند دهان را ببند

اینچنین هوا پس است و هرکه سوی خویش داره

دم نزن سکوت کن که گفتن تو نیش داره

نگفتمت بشین کنار من کنار گود ،بوس هست،بورس هست

شب زفاف جمعی و وحوش سیاسی و جاسوس ان

اَن تولک تولک مبارز مدافع حقوق حشرهس فقط اعتماد کن بمان

نگفتمت نرو بمان کنار هم بشین به حال هم بغض می کنیم

نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم

ببین چگونه در زیر آب زار می زنیم

ولی تو خر نمی شوی ولی تو کر نمی شوی

تو نبض و حلق خلق هر ترانه ای که بر باد بر دار می شود

ترانه:شاهین نجفی

 

+نوشته شده در 90/12/17ساعت2 PMتوسط no-one | |

 

 

اصغر فرهادی: ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند. و گمان دارم خوشحال‌اند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزها...یى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ى باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند.

https://www.youtube.com/watch?v=tfU-w7Pmro4

مصاحبه

https://www.youtube.com/watch?v=Yp1ko_arsF8&feature=related

فارس نیوز:
فرهادی پس از دریافت جایزه اسکار:
مردم ایران با وجود دشمنی‌های غرب برای تمام فرهنگ‌ها ارزش قائلند
من:!!!!!!!!!!!!!!!!
 
بابا اون مترجمتونو بدید یه خروس قندی بخرید

+نوشته شده در 90/12/08ساعت11 AMتوسط no-one | |

سید مهدی موسوی - از کتاب پرنده کوچولو نه پرنده بود! نه کوچولو!




... ناگهان زنگ می‌زند تلفن، ناگهان وقت رفتنت باشد...
مرد هم گریه می‌کند وقتی سر من روی دامنت باشد
بکشی دست روی تنهاییش، بکشد دست از تو و دنیات
واقعاً عاشق خودش باشی، واقعاً عاشق تنت باشد
روبرویت گلوله و باتوم، پشت سر خنجر رفیقانت
توی دنیای دوست داشتنی!! بهترین دوست دشمنت باشد
دل به آبی آسمان بدهی، به همه عشق را نشان بدهی
بعد، در راه دوست جان بدهی... دوستت عاشق زنت باشد!
چمدانی نشسته بر دوشت، زخم‌هایی به قلب مغلوبت
پرتگاهی به نام آزادی مقصد راه آهنت باشد
عشق، مکثی‌ست قبل بیداری... انتخابی میان جبر و جبر
جام سم توی دست لرزانت، تیغ هم روی گردنت باشد
خسته از «انقلاب» و «آزادی»، فندکی درمی‌آوری شاید
هجده تیر بی‌سرانجامی توی سیگار بهمن‌ات باشد


+نوشته شده در 90/11/23ساعت1 PMتوسط no-one | |